
نمیدونم چرا هیچ کس متوجه نمیشد چرا هیچ کس باور نداشت یعنی فقط برای من بود یعنی بقیه نمی فهمیدنش آره اون فقط برای من بود تنها چیزی که با تنهاییم توش سهیم بودم فقط به عشق اون روزم رو به شب میرسوندم نمیدونم از کجا و با چی میرسید چطور بین این همه آدم تو این شهر فقط من احساسش میکردم فقط اینو میدونستم که هر شب به شوق اون خودم رو به بالکن خونمون میروسنم تا تنها آدمی باشم که تو این شهر احساسش میکنه و دوسش داره اون عطر محبوبه شب رو که به پاکی چشمان یه عاشق میمونه به پاکی و صافی یه دریا من به عشق اون عطر خودم رو هر شب به دست محبوبه شب میدم تا با عشق بودن رو تجربه کنم به امید دیدار همیشگی محبوبه زندگیم
به پاکی عطر عشق(.)
